از نيام غيبتت بيرون درآ
دوشنبه هشتم فروردین 1390 |


اي به دستت تيغ تيز ذوالفقار
سبز پوش سرزمين انتظار

وارث محراب و خون صبحگاه
انعکاس ناله هاي قعر چاه

وارث دروازه هاي نيم سوز
گريه هاي صبح و شام و نيم روز

وارث خون دل و تابوت و تير
کيسه هاي نان و رطب را باز گير

زخم دار نيم روز کزبلا
نوحه خوان غربت خون خدا

وارث مشک و فرات و دستها
ره گشاي راه در بن بستها

وارث تشت طلا و چوب و لب
صوت قرآن و تنور و نيمه شب

با غل و زنجير و زندان آشنا
هم قفس در بند با موسي الرضا (ع)

آشناي قبرهاي بي نشان
هم نوا با گريه هاي مادران

کي ز ماذن مي رسد فرياد تو
واي بر ما گر نباشد ياد تو

واي بر ما خستگان بي شکيب
گر ني جوشيم با «امن يجيب »

واي بر ما رهروان نيمه راه
گر نمي آيد ز سينه سوز و آه

باقي حق در زمين و آسمان
آيه هاي لن تراني را مخوان

بي لهيب سينه هامان طور نيست
شاممان را تا طلوعت نور نيست

بي فروغت روزهامان تيره ماند
چشمها بر آستانت خيره ماند

زخمهاي شيعيان سر باز کرد
غربتي ديرينه را آغاز کرد

عشق را آغاز و انجامي نماند
از مسلماني بجز نامي نماند

در غروب روشناييها مانده ايم
از رواق سامرا جا مانده ايم

قلب ما در سينه پرپر مي زند
نيمه شبها حلقه بر در مي زند

ما و دستي کوته و دامان تو
جان بکف آماده فرمان تو

با حسين از کربلا آغاز کن
عقده هاي شيعيان را باز کن

چشمها را رخصت پرواز ده
بار ديگر عشق را آواز ده

تيغ قهر و انتقام کبريا
از نيام غيبتت بيرون درآ

بعد عمري انتظار و انتظار
در بقيع سينه هامان پا گذار

لینک ثابت
نشانه هاي قطعي
چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 |

نشانه هاي قطعي
برگرفته از آثار آية الله سيد محمد کاظم قزويني
نـشانه هاي تخلف ناپذير ظهور امام مهدي عليه السلام که بي هيچ ترديدي مقارن ظهور آن حضرت رخ خواهند داد و ارتباط گسست ناپذيري با آن دارند، پنج نشانه اند.
بـرخي از اين پنج نشانه ، اندکي پيش از ظهور و برخي چند ماه پس از آمدن آن گرامي و برخي اندکي پيش از قيام نجات بخش و جهاني آن حضرت ، پديدار خواهند شد.
در ايـن مـورد، روايـات بـسـيـاري وارد شده است که با اندک تفاوت در ترتيب پيدايش اين علايم و نشانه ها، آنها را نشان مي دهد.
مـا نـخست ، برخي از روايات را که اين علايم پنجگانه را به صورت کوتاه ترسيم مي کـنـد مـي آوريـم ، آنگاه هر کدام از آن نشانه ها را با توضيحي که در روايات در مورد آن آمده و تفسير مناسبي که به ذهن مي رسد، ترسيم مي نماييم .
روايات
1 ـ امام صادق عليه السلام در اين مورد فرمود:
((خمس قبل قيام القائم عليه السلام : اليماني و السفاني و المنادي ينادي من السماء و خسف بالبيداء و قتل النفس الزکية .))(444)
يعني :
پيش از قيام مهدي عليه السلام پنج رخداد بزرگ در پيش خواهد بود:
1 ـ جنبش ترقي خواهانه مرد يمني ،
2 ـ جنبش ارتجاعي سفياني ،
3 ـ نداي روحبخش آسماني ،
4 ـ فرو رفتن زمين ،
5 ـ و قتل نفس زکيه ،
2 ـ و فرمود:
((قـبـل قـيـام القـائم خـمـس عـلامـات مـحـتـومـات : اليـماني و السفياني و الصيحة و قتل النفس الزکية و الخسف بالبيداء)). (445)
يعني :
پيش از قيام قائم ، پنج علامت و نشانه مهم در پيش خواهد بود:
جـنـبـش مـردم تـرقـي خـواه يـمـنـي ، جـنـبـش ارتـجـاعـي سـفـيـانـي ، نـداي آسـمـانـي ، قتل نفس زکيه و فرو رفتن زمين .
3 ـ و نيز فرمود:
((النـداء المـحـتـوم و السـفـيـانـي من المحتوم و خسف البيداء من المحتوم و اليماني من المحتوم و قتل الفنس ‍ الزکيه من المحتوم )). (446)
يعني :
نـداي آسـمـاني به هنگامه قيام قائم ، جنبش ارتجاعي سفياني ، جنبش مترقي مرد يـمني ، فرو رفتن زمين و ديگر، کشته شدن نفس زکيه ، اين پنج نشانه ، از علايم قطعي ظهورند.

لینک ثابت

ولي عصر حجت بن الحسن عليه السلام را دو غيبت است طول را غيبت صغري (کوچک) و دومي بغيبت کبري (بزرگتر) مشهور گرديده.
غيبت صغري را اگر از سال ولادت ولي عصر به حساب آوريم 74 سال طول کشيده زيرا سال 329 با فوت آخرين ناب خاص آن حضرت بنام علي بن محمد سمري اين غيبت پايان پذيرفت در صورتي که غيبت صغري را از سال شهادت امام حسن عسکري عليه السلام 260 حساب کنيم مدت 69 سال خواهد بود.
از اين جهت که رابطه شيعيان با امام بطور کلي قطع نگردد و يک مرتبه از ديدار ولي خدا مايوس نشوند ابتدا غيبت صغري واقع گرديد که بين امام و مردم سفرائي واسطه بودند آن سفيران نيازها و در خواست هاي آنها را خدمت امام معروض مي داشتند و با خطي که ارادتمندان کاملا به آن خط آشنا بودند که خط امام است جواب مي گرفتند.
براي اينکه دوستان و ارادتمندان ائمه به همين غيبت صغري نيز عادت کنند و از نديدن امام وحشت ننمايند و خللي در عقيده آنها پيدا نشود امام علي النقي و امام حسن عسکري عليهماالسلام سالها پيش از غيبت ولي عصر کمتر اجازه مي دادند اشخاص خدمتشان برسند و کمتر از منزل خارج مي شدند تا به نديدن امام عادت نمايند.


مسعودي مورخ بزرگ در اثبات الوصيه مي نويسد: حضرت ابوالحسن امام علي النقي از نظر بيشتر ارادتمندان پنهان زندگي مي کرد فقط عده ي معدودي از خواص مي توانستند امام را ملاقات نمايند وقتي امامت به امام حسن عسکري رسيد ديگر به خاصان و سايرين نيز از پشت پرده صحبت مي کرد فقط در مواقعي که مي خواست به قصر سلطنتي برود و يا احضار مي شد سواره از ميان مردم عبور مي کرد اختفاي اين دو امام عليهماالسلام مقدمه اي بود براي غيبت صاحب الزمان تا شيعيان يا غيبت عادت نمايند.
در غيبت صغري عده ي بسيار زيادي به حضور ولي عصر عليه السلام رسيده اند که در کتابهاي اختصاصي آن جناب از قبيل جلد سيزدهم بحار و نجم الثاقب اسامي و احوال بسياري از آنها را نوشته اند صاحب تذکرة الطالب در کتاب خود سيصد نفر را نام برده.
از صحفه 377 تا 381 منتخب الاثر تعداد 304 نفر از کساني که به زيارت ولي عصر رسيده اند نام برده. سيد هاشم بحراني در اين خصوص کتاب جداگانه اي نوشته به نام تبصرة الولي فيمن راي القائم المهدي.

لینک ثابت
انتظار جامعه تشيع
جمعه سیزدهم اسفند 1389 |

مسلمانان عموماً و شيعيان خصوصاً منتظرند که سراسر گيتي را عدل و علم و توحيد و ايمان و برابري و برادري فر گيرد و آن رهبري که وعده ظهور او در قرآن و صدها احاديث معتبر وارد شده است ظاهر شود و آئين توحيدي اسلام را که در شرق و غرب جهان وارد شده است ظاهر کرده و گسترش دهد و امت واحد، حکومت واحد، قانون واحد، نظام واحد تمام افراد بشر را متحد، هم صدا، هم قدم، و به هم پيوسته سازد.
اين عقيده به ظهور مصلح منتظر، حضرت مهدي موعود، چنانکه در روايات به آن اشاره شده است، شيعه را در جريان زمان براي مقاومت در برابر صدمات و لطماتي که بر هر دعوتي وارد مي شد و آن را متلاشي مي کرد، پرورش داد و فکر شيعه را که فکر خالص اسلامي است و جامعه شيعه را از زوال و انقراض نگاه داشت; و تا امروز اين فکر و اين عقيده و ايمان عامل بقاي شيعه و پايداري و استقامت اوست.
آن شيعياني که با آن وضع جانگزاي حکومت بني اميه و بني عباس رو برو شده بودند که تمام حيثيّات و شؤون ظاهري و اجتماعي آنها الغا شده و از همه مشاغل محروم، و در همه جا مورد تعقيب و زير نظر جاسوسان حکومت قرار گرفته، و کمترين مجازات آنها زندان بود، تا مجازاتهاي شديد از بريدن دست و پا و زبان و بيني، و شکنجه هاي غير قابل تحمل ديگر، اگر منتظر و آينده بين نبودند و اعتقاد به پيروزي حق و عدالت، و شکست باطل و ستم نداشتند، با اينکه همه چيز را از دست رفته مي ديدند، هرگز برايشان حال مقاومت باقي نمي ماند و همه حتي در دل شکست خورده و تسليم مي گشتند و از دگرگون شدن اوضاع، و عوض شدن و ورق خوردن صفحه تاريخ نااميد مي گرديدند و ريشه هر نهضت و حرکت و پايداري در آنها خشک مي شد.
اما پيغمبر اکرم صلي الله و عليه و آْله و سلم و علي عليه السلام وعده داده و قرآن مجيد نيز بشارت داده است که اين دين پايدار مي ماند و اين راه بسته نمي شود و اين نزاع و نبرد حق و باطل، با غلبه ظاهري جباران تاريخ مانند يزيد و وليد و زياد و حجاج و هارون و ديگران پايان نمي پذيرد.
و پس از رحلت رسول خدا صلي الله و عليه و آْله و سلم و شهادت اميرالمؤمنين و سيدالشهدا عليهما السلام تا امروز ريشه تمام حرکات و نهضتهاي شيعه و مسلمين عليه باطل و استثمارگران، همين فلسفه اجتماعي انتظار و عقيده به ادامه مبارزه حق و باطل تا پيروزي مطلق بوده است; که مي بينيم هميشه از ميان شکست ها پيروزي هايي آشکار و در عين ذلت ظاهري، پرتو و شعاع عزت و سربلندي و آقايي نمودار شده و اراده ها و همت ها به حرکت و جنبش در مي آيد و افراد با اراده و مصمم و متعهد وارد ميدان مي شوند; و هر چه دشمنان حق و عدالت، مسلمانان را مي کشند و به زندان مي اندازند و هر گونه شکنجه و عذابي را در باره آنها اجرا مي نمايند و آنها را از اجراي قوانين اسلام و برقرار کردن شعائر ديني با زور و تطميع باز مي دارند و تعليم و تربيتشان و مطبوعات و تبليغات و تمام وسايل ارتباط جمعي و رسانه هاي گروهي را ضد اسلامي و منحرف کننده مي سازند، در ايران، الجزاير، اندونزي، فيليپين، اوگاندا، اتيوپي، فلسطين و نقاط ديگر باز هم مبارزه ادامه مي يابد تا ملتهائي مثل ايران، الجزاير و اندونزي آزاد مي شوند.
اين است فلسفه بزرگ اجتماعي انتظار ظهور و اين است يکي از اسرار غيبت حضرت صاحب الامر ـ عجل الله تعالي فرجه ـ و از اين جهت است که ثواب منتظرين مانند ثواب مجاهدين و بلکه شهيدان بدر واُحد است.
و اين است که از نظر يک فرد مسلمان در هر شرايط و اوضاع نامساعد و ناگواري که جلو بيايد، کار اسلام خاتمه يافته تلقي نمي شود و روز اين دين به آخر نمي رسد.
و اين است همان فلسفه اي که در اديان گذشته نيز مايه اميدواري پيروان آنها و مشوّق آنان به استقامت و پايداري و مقاومت و جهاد بوده است. و در حقيقت، انتظار، فلسفه محکم و استواري است که در تمام اديان مورد توجه بوده و به آن عقيده داشته اند و از سنن و نواميس ثابتي است که همه اديان آسماني در بقاي خود از آن مايه گرفته اند و همه در انتظار آينده عالي تر و بهتر بوده اند و ظهور اسلام، اين دين جامع، به تمام آنها نويد داده شد; تا وقتي خورشيد جهانتاب اسلام طلوع کرد و عالم، و تمام پيروان اديان از انتظار آن بيرون آمدند، در اسلام نيز که آخرين رسالت ها و اديان است، مسأله انتظار، اين فلسفه بزرگ در ظهور مصلح و منجي آخر الزمان و وليّ دوران حضرت مهدي عليه السلام که در بيت رسالت و از فرزندان علي و فاطمه و حسن و حسين، و نهمين فرزند حسين است،

لینک ثابت

دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتم که يافت مي نشود، گشته ايم ما گفت آنچه يافت مي نشود، آنم آرزوست


مدخل

بر اساس برخي روايات و احاديث اسلامي، گروهي از مردم جزو «ابدال» هستند؛ يعني آنهايي که هرگز زمين از وجود پربرکتشان خالي نمي ماند.

بدين جهت، برخي مي پرسند که اينان چه کساني هستند، چند نفرند، از کدام شهر و ديار مي باشند، ويژگي هاي آنان کدام است، در کجا زندگي مي کنند، و آيا در زمان غيبت امام مهدي عليه السلام نقشي دارند يا نه؟

ابدال کيانند؟

در اين که ابدال چه کساني هستند، نظرها متفاوت است که ذيلاً اشاره مي شود:
1. جانشينان پيامبران

يک نظر اين است که ابدال، اوصيا و جانشينان پيامبران هستند، که پس از آنها زندگي مي کردند! خالد بن هيثم فارسي گويد: به امام رضاعليه السلام عرض کردم: مردم گمان دارند که در روي زمين گروهي به نام ابدال وجود دارند، اينان کيانند؟

حضرت در پاسخ فرمود: «راست گفتند، منظور از ابدال، همان اوصيا و جانشينان هستند که خداوند پس از مرگ و رحلت هر پيامبري، آنها را بدل و جانشين او قرار مي دهد تا اين که به حضرت محمّدصلي الله عليه وآله آنها را خاتمه داد.»

2. امامان معصوم عليهم السلام

عقيده ديگر اين است که منظور از ابدال، امامان معصوم هستند. محدّث بزرگوار، شيخ عبّاس قمي مي نويسد:
«از ديگر روايات نيز به دست مي آيد که منظور از ابدال، امامان معصوم هستند.»

3. ياران خاصّ امامان

به باور عدّه اي ممکن است ابدال بر گروهي از ياران خاص و مقرّب امامان معصوم اطلاق شود. چنانچه محدّث بزرگوار به اين موضوع اشاره کرده و مي فرمايد:
«نيز احتمال دارد که ياران خاصّ امامان معصوم باشند.»

4. گروهي از صالحين

نظريّه بعدي اين است که ابدال گروهي از صالحان هستند که هرگز زمين از وجود آنها خالي نمي گردد. چنانچه علاّ مه طريحي در اين باره مي نويسد:
«الأبدال قوم من الصّالحين، لاتخلو الدّنيا منهم، اذا مات واحداً بدّل الله مکانه آخر؛ ابدال گروهي از مردم صالح و نيکوکاري هستند که هرگز زمين از وجود آنان خالي نمي گردد، و هرگاه يکي از آنها بميرد، خداوند فرد ديگري را به جاي او قرار مي دهد.»

5. پيش خدمتان امام زمان عليه السلام

احتمال پنجم اين که ابدال بر گروهي از پيشکاران امام زمان عليه السلام اطلاق مي شود که در زمان غيبت آن حضرت بوده و هرگاه يکي از اين افراد از دنيا برود، ديگري جاي او را مي گيرد. چنانچه علاّ مه مجلسي از امام محمّدباقرعليه السلام نقل کرده که فرمود:
«لابدّ لصاحب هذا الأمر من عزله و لابدّ في عزلته من قوّة و ما بثلاثين من وحشة؛ به ناچار براي صاحب اين امر غيبتي هست و در آن غيبت قدرت و قوّتي براي او لازم است که در آن زمان به وسيله سي نفر از همراهان، از وحشت و تنهايي بيرون مي آيد.»

کدام نظر، صحيح تر است؟

گرچه با تعدّد نظرات و احتمالات نمي توان جزم به يک احتمالِ بخصوص پيدا کرد امّا برخي شواهد و مؤيّدها وجود دارد که با ضعيف بودن برخي از اين احتمال ها، برخي ديگر از قوّت بيشتري برخوردار خواهد بود.

«ابدال» نه جانشينانِ پيامبران هستند و نه امامان معصوم، اگرچه احتمال مي رود که امامان باشند؛ چرا که اگر احتمال اوّل را بپذيريم، امام رضاعليه السلام در پاسخ فرمود: «خداوند آنها را به حضرت محمّدصلي الله عليه وآله ختم داد». و اين روايت با روايتي که مي گويد: «زمين هرگز از وجود اينان خالي نمي گردد.» سازش ندارد. و همچنين با رواياتي که پيامبرصلي الله عليه وآله در اوصاف اينان بيان فرموده، تنافي دارد.

و احتمال دوم نيز بعيد است؛ چراکه امام رضاعليه السلام چنين چيزي را از خود دفع کرد و فرمود: «منظور، جانشينان پيامبران بوده که آنها را به حضرت محمّدصلي الله عليه وآله خاتمه داد.» و اينجا گرچه احتمال دارد که تمام معصومين را شامل شود؛ چراکه جانشينان پيامبر هستند ولي اوّلاً در هيچ روايتي عدد دوازده نيامده تا بر امامان معصوم مطابقتي داشته باشد، ثانياً در بين افراد عدّه اي زن آمده که با امامان نيز سازگاري ندارد و ثالثاً اين عدّه بايد از نظر علم و فضيلت و رتبه، همپاي معصومين باشند تا در کنار آنان قرار گرفته باشند. در حالي که به نظر ما در عالَمِ خلقت هيچ کس به رتبه وجودهاي مقدّس معصومين عليهم السلام نمي رسد. مرحوم محدّث قمي با ابراز ترديد از اين که شامل امامان معصوم عليهم السلام باشد، فرموده:
«در دعاي روايت شده از امّ داود که از امام صادق عليه السلام - در نيمه رجب - وارد شده، دلالت دارد که ابدال غير از امامان هستند، اگرچه صراحتي در اين خصوص ندارد و ممکن است حمل بر تأکيد باشد.»

و دعاي مورد نظر اين است که حضرت مي فرمايد: «الّلهمّ صلّ علي الأبدال و الأوتاد و السيّاح و العباد و المخلصين و الزهّاد و أهل الجدّ و الاجتهاد و اخصص محمّداً و أهل بيته بأفضل صلواتک و أجزک کراماتک».

بعيد نيست احتمال پنجم با عنايت به روايت امام محمّدباقرعليه السلام - که در اين خصوص نقل گرديد - تقويت شود؛ يعني ابدال همان گروه سي نفري پيش خدمتان امام عصر هستند که تا روز ظهور، هر يک از اين عدّه کم شود، خداوند شخص ديگري که اوصاف و ويژگي هاي معيّني را داشته باشد، به خدمت امام مهدي عليه السلام بگمارد.

ابدال چند نفر هستند؟

امّا اين که ابدال چند نفر هستند، بايد گفت: در بين روايات، اختلاف هست و تعداد آنها بين سي تا هشتاد نفر بيان شده است که در اينجا به آن روايات مي پردازيم:
1. سي نفر - احمد بن حنبل در مسند خود از عبادة بن الصّامت، از پيامبرصلي الله عليه وآله نقل کرده که فرمود: «الأبدال في هذه الامّة ثلاثون مثل ابراهيم خليل الرّحمان - عزّ و جلّ - کلّما مات رجل، أبدل الله تبارک و تعالي مکانه رجلاً؛ ابدال در اين امّت سي نفر هستند، همانند حضرت ابراهيم خليل الرّحمان و هر يک از اينان که بميرد، خداوند فرد ديگري را جايگزين مي کند.»

2. چهل نفر - طبراني در المعجم الکبير از ابن مسعود، از رسول خداصلي الله عليه وآله نقل مي کند که فرمود: «لايزال اربعون رجلاً من امّتي قلوبهم علي قلب ابراهيم يدفع الله بهم عن أهل الأرض يقال لهم الأبدال؛ پيوسته چهل نفر هستند که قلبشان همانند قلب ابراهيم است. خداوند به وسيله آنها بلاها را از اهل زمين دور مي گرداند که به آنان «ابدال» گفته مي شود.»

3. شصت نفر - مرحوم محدّث قمي در سفينة البحار از ثعلبي، از مردي از اهل عسقلان در ديداري که با الياس داشته، از او مي پرسد که ابدال چند نفر هستند؟

حضرت در پاسخ مي فرمايد: «شصت نفر مي باشند.»

4. هفتاد نفر - فخرالدّين طريحي آورده است: «الأبدال قوم يقيم الله بهم الأرض و هم سبعون؛ ابدال گروهي هستند که خداوند به وسيله آنان زمين را بر پا مي دارد که تعدادشان هفتاد نفر است.»

5. هشتاد نفر - در فردوس الأخبار از انس بن مالک نقل شده: «الأبدال أربعون رجلاً و أربعون امرأة، کلّما مات رجل منهم أبدل الله مکانه رجلاً، و کلّما ماتت امرأة أبدل الله مکانها امرأة؛ ابدال، چهل نفر مرد و چهل نفر زن هستند، و هرگاه يکي از مردان بميرد، خداوند مرد ديگري را به جاي او قرار مي دهد، و هر گاه يکي از زنان بميرد، زن ديگري را جايگزين مي کند.»

ابدال چه ويژگي هايي دارند؟

در کتابهاي شيعه و سنّي رواياتي وجود دارد که پيامبرصلي الله عليه وآله به چند ويژگي از ويژگي هاي ابدال اشاره فرموده است:
الف) قلب ابدال همانند قلب ابراهيم است.

چنانچه عبادة بن الصّامت از پيامبر نقل کرده که فرمود: «الأبدال ثلاثون رجلاً قلوبهم علي قلب ابراهيم عليه السلام».

شايد مراد پيامبرصلي الله عليه وآله از اين تشبيه، اين است که اين چند نفر از نظر شدّت، صلابت، بردباري و ايستادگي در برابر حمايت از دين خدا همانند حضرت ابراهيم مي باشند، که هيچ جرياني نمي تواند آنها را نسبت به دفاع از حريم دين، سست و بي تفاوت کند.

ب) سپر بلاي انسان ها

و از ويژگي هاي بسيار خوب ابدال اين است که خداوند به وسيله اين وجودهاي مقدّس بلاها را از مردم دفع مي کند. چنانچه ابن مسعود از پيامبر نقل کرده که فرمود: «يدفع الله بهم عن أهل الأرض؛ خداوند به وسيله آنها بلاها را از مردم زمين دور مي گرداند.»

ج) راضي بودن به قضاي خداوند

سه ويژگي ديگر براي ابدال نقل شده که پيامبر فرمود: «الرّضا بالقضاء و الصّبر عن محارم الله و الغضب في ذات الله؛ راضي بودن به حکم و قضاي خداوند، پيشه کردن صبر بر محارم خدا - خودداري کردن از آلوده شدن به حرام - و خشمگين شدن براي خدا.»

د) مواسات و احسان و عفو

و از ديگر مشخّصه هاي ابدال اين است که پيامبر فرمود: «يعفون عمّن ظلمهم و يحسنون الي من أساء اليهم و يتواسون فيما آتاهم الله؛ گذشت و عفو مي کنند از کساني که به آنان ظلم کنند، نيکي و احسان مي کنند به آنان که در حقّشان بدي کنند، ايثار و مواسات مي کنند در آنچه که خداي به آنان داده است.»

ه) جود و سخا و خيرخواهي

همچنين ابن مسعود از پيامبرصلي الله عليه وآله روايت کرده: «پيوسته چهل نفر از امّت من هستند که قلب هايشان همانند قلب حضرت ابراهيم مي باشد، خداوند به وسيله آنان - بلاها را - از اهل زمين دور مي گرداند که به آنان ابدال گفته مي شود.» سپس رسول خدا فرمود: «بدانيد که اينان هرگز اين مقام را از خواندن نماز و گرفتن روزه و صدقه به دست نياوردند.» عرض کردند: اي رسول خدا! پس به چه چيز به اين مقام رسيدند؟

پيامبر فرمود: «بالسّخاء و النّصيحة للمسلمين؛ به وسيله جود و بخشش و خيرخواهي مسلمانان.»

از کدام ملّيت و در کجا زندگي مي کنند؟

با توجّه به روايات گذشته، ابدال نه از طايفه و ملّيت خاصّي هستند و نه از شهر و ديار بخصوصي. بلکه ممکن است يک يا چند نفر از ابدال از يک شهر و يک طايفه بخصوصي باشند و نيز ممکن است هر يک از يک منطقه و شهري باشند.

به ويژه اگر ابدال را بر ياران امام زمان عليه السلام منطبق کنيم که بدون شک، در شهرهاي مختلف زندگي مي کنند؛ مگر بر نقل فخرالدّين طريحي در مجمع البحرين که چهل نفر از ابدال را از اهل شام و بقيه را از ديگر شهرها مي داند.

وي آورده است: «الأبدال قوم يقيم الله بهم الأرض و هم سبعون، أربعون بالشّام و ثلاثون بغيرها؛ ابدال قومي هستند که خداوند به برکت آنها زمين را به پا مي دارد و عددشان هفتاد نفر است، چهل نفر در شام و سي نفر در ساير شهرها هستند...»

ناگفته نماند که به طور قطع نمي توان گفت که جايگاه اين افراد و نحوه تماس آنان با مردم، کجا و چگونه خواهد بود.

آيا مي توان جزو ابدال بود؟

با عنايت به برخي از احاديث، که ابدال در همه دورانها و زمانها و مکانها وجود دارند، بدون شکّ و شبهه اي مي توان گفت هر کس با داشتن خصوصيات و ويژگي هاي ياد شده مي تواند از ابدال باشد؛ چراکه روي هيچ ملّيت خاصّي تکيه نشده است. همان گونه که پيامبرصلي الله عليه وآله مردم را به اين نکته توجّه داد که هرگز اينان به وسيله نماز و روزه و زکات به اين مقام نرسيده اند بلکه به وسيله جود و سخا و خيرخواهي مسلمانان بوده است. و همچنين در پاسخ برخي که عرض کردند: يا رسول الله! ما را بر اعمال و کردار اينان راهنمايي کن. فرمود: «با گذشت کردن از کساني که در حقّشان ظلم کرده اند و نيز احسان در برابر بدي، مواسات در آنچه که خداوند به آنها داده است...» پس با داشتن چنين صفاتي مي توان جزو «ابدال» شد، اگرچه خود او هم به چنين مسئله اي توجّه نداشته باشد. البته اين، بدين معني نيست که هر کس چنين ادّعايي کرد، بايد از او پذيرفت!


پاورقي
1 - 3. سفينةالبحار، ج 1، ص 64.
4. مجمع البحرين، ص 425، مادّه «بدل».
5. بحارالانوار، ج 52، ص 153.
6. سفينةالبحار، ج 1، ص 64.
7. مفاتيح الجنان، ص 264.
8. مسند احمد، ج 5، ص 322.
9. المعجم الکبير، ج 10، ص 224.
10. سفينةالبحار، ج 1، ص 28.
11. مجمع البحرين، ص 425.
12. فردوس الأخبار، ج 1، ص 119.
13.
14. المعجم الکبير، ج 10، ص 224.
15. فردوس الأخبار، ج 2، ص 84.
16. حليةالأولياء، ج 1، ص 8.
17. المعجم الکبير، ج 10، ص 224.
18. مجمع البحرين، ص 425.

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " *****ستاره صبح***** " برای " منتظر " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم